✨ فال حافظ شما ✨
ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی

تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می‌دهم

که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی

برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی

🔍 جستجو در اشعار
# انتخاب بر اساس شماره شعر
📚 لیست همه غزل‌ها
غزل 1 - الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناوله
غزل 2 - صلاح کار کجا و من خراب کجا
غزل 3 - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما
غزل 4 - صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
غزل 5 - دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
غزل 6 - به ملازمان سلطان که رساند این دعا ر
غزل 7 - صوفی بیا که آینه صافیست جام را
غزل 8 - ساقیا برخیز و درده جام را
غزل 9 - رونق عهد شباب است دگر بستان را
غزل 10 - دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
غزل 11 - ساقی به نور باده برافروز جام ما
غزل 12 - ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
غزل 13 - می دمد صبح و کله بست سحاب
غزل 14 - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غ
غزل 15 - ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
غزل 16 - خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
غزل 17 - سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
غزل 18 - ساقیا آمدن عید مبارک بادت
غزل 19 - ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
غزل 20 - روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخ
غزل 21 - دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
غزل 22 - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
غزل 23 - خیال روی تو در هر طریق همره ماست
غزل 24 - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
غزل 25 - شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
غزل 26 - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و م
غزل 27 - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
غزل 28 - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
غزل 29 - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
غزل 30 - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
غزل 31 - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب ا
غزل 32 - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
غزل 33 - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
غزل 34 - رواق منظر چشم من آشیانه توست
غزل 35 - برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد
غزل 36 - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
غزل 37 - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
غزل 38 - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
غزل 39 - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
غزل 40 - المنه لله که در میکده باز است
غزل 41 - اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز اس
غزل 42 - حال دل با تو گفتنم هوس است
غزل 43 - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش
غزل 44 - کنون که بر کف گل جام باده صاف است
غزل 45 - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل ا
غزل 46 - گل در بر و می در کف و معشوق به کام
غزل 47 - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
غزل 48 - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
غزل 49 - روضه خلد برین خلوت درویشان است
غزل 50 - به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
غزل 51 - لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
غزل 52 - روزگاریست که سودای بتان دین من است
غزل 53 - منم که گوشه میخانه خانقاه من است
غزل 54 - ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
غزل 55 - خم زلف تو دام کفر و دین است
غزل 56 - دل سراپرده محبت اوست
غزل 57 - آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
غزل 58 - سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
غزل 59 - دارم امید عاطفتی از جانب دوست
غزل 60 - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
غزل 61 - صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
غزل 62 - مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
غزل 63 - روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
غزل 64 - اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست
غزل 65 - خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیس
غزل 66 - بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
غزل 67 - یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیس
غزل 68 - ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سا
غزل 69 - کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
غزل 70 - مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
غزل 71 - زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
غزل 72 - راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
غزل 73 - روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
غزل 74 - حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
غزل 75 - خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
غزل 76 - جز آستان توام در جهان پناهی نیست
غزل 77 - بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
غزل 78 - دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
غزل 79 - کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
غزل 80 - عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
غزل 81 - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
غزل 82 - آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
غزل 83 - گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
غزل 84 - ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
غزل 85 - شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
غزل 86 - ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
غزل 87 - حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
غزل 88 - شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
غزل 89 - یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
غزل 90 - ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
غزل 91 - ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
غزل 92 - میر من خوش می روی کاندر سر و پا میر
غزل 93 - چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
غزل 94 - زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
غزل 95 - مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت
غزل 96 - درد ما را نیست درمان الغیاث
غزل 97 - تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
غزل 98 - اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
غزل 99 - دل من در هوای روی فرخ
غزل 100 - دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
غزل 101 - شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
غزل 102 - دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
غزل 103 - روز وصل دوستداران یاد باد
غزل 104 - جمالت آفتاب هر نظر باد
غزل 105 - صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش با
غزل 106 - تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
غزل 107 - حسن تو همیشه در فزون باد
غزل 108 - خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
غزل 109 - دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
غزل 110 - پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
غزل 111 - عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
غزل 112 - آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دا
غزل 113 - بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
غزل 114 - همای اوج سعادت به دام ما افتد
غزل 115 - درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آ
غزل 116 - کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
غزل 117 - دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
غزل 118 - آن کس که به دست جام دارد
غزل 119 - دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
غزل 120 - بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان
غزل 121 - هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دا
غزل 122 - هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
غزل 123 - مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
غزل 124 - آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
غزل 125 - شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
غزل 126 - جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
غزل 127 - روشنی طلعت تو ماه ندارد
غزل 128 - نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
غزل 129 - اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
غزل 130 - سحر بلبل حکایت با صبا کرد
غزل 131 - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
غزل 132 - به آب روشن می عارفی طهارت کرد
غزل 133 - صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
غزل 134 - بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
غزل 135 - چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
غزل 136 - دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
غزل 137 - دل از من برد و روی از من نهان کرد
غزل 138 - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
غزل 139 - رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
غزل 140 - دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
غزل 141 - دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
غزل 142 - دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
غزل 143 - سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
غزل 144 - به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
غزل 145 - چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
غزل 146 - صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می آورد
غزل 147 - نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
غزل 148 - یارم چو قدح به دست گیرد
غزل 149 - دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گی
غزل 150 - ساقی ار باده از این دست به جام اندا
غزل 151 - دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی
غزل 152 - در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
غزل 153 - سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران ز
غزل 154 - راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
غزل 155 - اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
غزل 156 - به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرس
غزل 157 - هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
غزل 158 - من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غزل 159 - نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
غزل 160 - خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
غزل 161 - کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
غزل 162 - خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
غزل 163 - گل بی رخ یار خوش نباشد
غزل 164 - نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
غزل 165 - مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد
غزل 166 - روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
غزل 167 - ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
غزل 168 - گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
غزل 169 - یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه
غزل 170 - زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
غزل 171 - دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
غزل 172 - عشق تو نهال حیرت آمد
غزل 173 - در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
غزل 174 - مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
غزل 175 - صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
غزل 176 - سحرم دولت بیدار به بالین آمد
غزل 177 - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
غزل 178 - هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
غزل 179 - رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
غزل 180 - ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
غزل 181 - بعد از این دست من و دامن آن سرو بلن
غزل 182 - حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
غزل 183 - دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
غزل 184 - دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
غزل 185 - نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
غزل 186 - گر می فروش حاجت رندان روا کند
غزل 187 - دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
غزل 188 - مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
غزل 189 - طایر دولت اگر باز گذاری بکند
غزل 190 - کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
غزل 191 - آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کن
غزل 192 - سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
غزل 193 - در نظربازی ما بی خبران حیرانند
غزل 194 - سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانن
غزل 195 - غلام نرگس مست تو تاجدارانند
غزل 196 - آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
غزل 197 - شاهدان گر دلبری زین سان کنند
غزل 198 - گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
غزل 199 - واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می
غزل 200 - دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
غزل 201 - شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند
غزل 202 - بود آیا که در میکده ها بگشایند
غزل 203 - سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود
غزل 204 - یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
غزل 205 - تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد ب
غزل 206 - پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق
غزل 207 - یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
غزل 208 - خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
غزل 209 - قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
غزل 210 - دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
غزل 211 - دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
غزل 212 - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بو
غزل 213 - گوهر مخزن اسرار همان است که بود
غزل 214 - دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله ب
غزل 215 - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
غزل 216 - آن یار کز او خانه ما جای پری بود
غزل 217 - مسلمانان مرا وقتی دلی بود
غزل 218 - در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
غزل 219 - کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجو
غزل 220 - از دیده خون دل همه بر روی ما رود
غزل 221 - چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
غزل 222 - از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
غزل 223 - هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
غزل 224 - خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
غزل 225 - ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
غزل 226 - ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
غزل 227 - گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
غزل 228 - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شو
غزل 229 - بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
غزل 230 - اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
غزل 231 - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
غزل 232 - بر سر آنم که گر ز دست برآید
غزل 233 - دست از طلب ندارم تا کام من برآید
غزل 234 - چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
غزل 235 - زهی خجسته زمانی که یار بازآید
غزل 236 - اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
غزل 237 - نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
غزل 238 - جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
غزل 239 - رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
غزل 240 - ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
غزل 241 - معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
غزل 242 - بیا که رایت منصور پادشاه رسید
غزل 243 - بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
غزل 244 - معاشران گره از زلف یار باز کنید
غزل 245 - الا ای طوطی گویای اسرار
غزل 246 - عید است و آخر گل و یاران در انتظار
غزل 247 - صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
غزل 248 - ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
غزل 249 - ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
غزل 250 - روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
غزل 251 - شب وصل است و طی شد نامه هجر
غزل 252 - گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
غزل 253 - ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
غزل 254 - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
غزل 255 - یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
غزل 256 - نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
غزل 257 - روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
غزل 258 - هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
غزل 259 - منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
غزل 260 - ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
غزل 261 - درآ که در دل خسته توان درآید باز
غزل 262 - حال خونین دلان که گوید باز
غزل 263 - بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
غزل 264 - خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
غزل 265 - برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
غزل 266 - دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز
غزل 267 - ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
غزل 268 - گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
غزل 269 - دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
غزل 270 - درد عشقی کشیده ام که مپرس
غزل 271 - دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
غزل 272 - بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
غزل 273 - اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
غزل 274 - به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
غزل 275 - صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
غزل 276 - باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
غزل 277 - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
غزل 278 - شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زو
غزل 279 - خوشا شیراز و وضع بی مثالش
غزل 280 - چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
غزل 281 - یا رب این نوگل خندان که سپردی به من
غزل 282 - ببرد از من قرار و طاقت و هوش
غزل 283 - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
غزل 284 - هاتفی از گوشه میخانه دوش
غزل 285 - در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
غزل 286 - دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
غزل 287 - ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خو
غزل 288 - کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری
غزل 289 - مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
غزل 290 - دلم رمیده شد و غافلم من درویش
غزل 291 - ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
غزل 292 - قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
غزل 293 - بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
غزل 294 - در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
غزل 295 - سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
غزل 296 - طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
غزل 297 - زبان خامه ندارد سر بیان فراق
غزل 298 - مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
غزل 299 - اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک
غزل 300 - هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
غزل 301 - ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
غزل 302 - خوش خبر باشی ای نسیم شمال
غزل 303 - شممت روح وداد و شمت برق وصال
غزل 304 - دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
غزل 305 - به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
غزل 306 - اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
غزل 307 - هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
غزل 308 - ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
غزل 309 - عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
غزل 310 - مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
غزل 311 - عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام
غزل 312 - بشری اذ السلامه حلت بذی سلم
غزل 313 - بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
غزل 314 - دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
غزل 315 - به غیر از آن که بشد دین و دانش از د
غزل 316 - زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
غزل 317 - فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
غزل 318 - مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی در
غزل 319 - سال ها پیروی مذهب رندان کردم
غزل 320 - دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
غزل 321 - هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
غزل 322 - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
غزل 323 - ز دست کوته خود زیر بارم
غزل 324 - گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
غزل 325 - گر دست دهد خاک کف پای نگارم
غزل 326 - در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
غزل 327 - مرا عهدیست با جانان که تا جان در بد
غزل 328 - من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
غزل 329 - جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
غزل 330 - تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
غزل 331 - به تیغم گر کشد دستش نگیرم
غزل 332 - مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
غزل 333 - نماز شام غریبان چو گریه آغازم
غزل 334 - گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
غزل 335 - در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
غزل 336 - مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
غزل 337 - چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
غزل 338 - من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
غزل 339 - خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
غزل 340 - من که از آتش دل چون خم می در جوشم
غزل 341 - گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
غزل 342 - حجاب چهره جان می شود غبار تنم
غزل 343 - چل سال بیش رفت که من لاف می زنم
غزل 344 - عمریست تا من در طلب هر روز گامی می
غزل 345 - بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه ک
غزل 346 - من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کن
غزل 347 - صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
غزل 348 - دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
غزل 349 - دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
غزل 350 - به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
غزل 351 - حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
غزل 352 - روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
غزل 353 - چو گل هر دم به بویت جامه در تن
غزل 354 - افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
غزل 355 - خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
غزل 356 - دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
غزل 357 - منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
غزل 358 - ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
غزل 359 - گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
غزل 360 - صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
غزل 361 - ز در درآ و شبستان ما منور کن
غزل 362 - ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
غزل 363 - کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
غزل 364 - بالابلند عشوه گر نقش باز من
غزل 365 - چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
غزل 366 - نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببی
غزل 367 - شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
غزل 368 - می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
غزل 369 - به جان پیر خرابات و حق صحبت او
غزل 370 - گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
غزل 371 - مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
غزل 372 - ای آفتاب آینه دار جمال تو
غزل 373 - ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
غزل 374 - ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
غزل 375 - تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
غزل 376 - مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان
غزل 377 - خط عذار یار که بگرفت ماه از او
غزل 378 - گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
غزل 379 - ای پیک راستان خبر یار ما بگو
غزل 380 - خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
غزل 381 - عیشم مدام است از لعل دلخواه
غزل 382 - گر تیغ بارد در کوی آن ماه
غزل 383 - وصال او ز عمر جاودان به
غزل 384 - من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
غزل 385 - به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دی
غزل 386 - حالیا مصلحت وقت در آن می بینم
غزل 387 - گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشین
غزل 388 - در خرابات مغان نور خدا می بینم
غزل 389 - غم زمانه که هیچش کران نمی بینم
غزل 390 - خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
غزل 391 - گر از این منزل ویران به سوی خانه رو
غزل 392 - آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
غزل 393 - دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
غزل 394 - دردم از یار است و درمان نیز هم
غزل 395 - ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
غزل 396 - عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
غزل 397 - ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ای
غزل 398 - فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
غزل 399 - خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
غزل 400 - ما ز یاران چشم یاری داشتیم
غزل 401 - صلاح از ما چه می جویی که مستان را ص
غزل 402 - ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
غزل 403 - بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
غزل 404 - خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
غزل 405 - بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر ان
غزل 406 - صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
غزل 407 - دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشی
غزل 408 - ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غزل 409 - ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
غزل 410 - سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم
غزل 411 - بارها گفته ام و بار دگر می گویم
غزل 412 - گر چه ما بندگان پادشهیم
غزل 413 - فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوا
غزل 414 - چندان که گفتم غم با طبیبان
غزل 415 - می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل 416 - یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
غزل 417 - خدا را کم نشین با خرقه پوشان
غزل 418 - شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
غزل 419 - بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
غزل 420 - ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
غزل 421 - در سرای مغان رفته بود و آب زده
غزل 422 - ای که با سلسله زلف دراز آمده ای
غزل 423 - دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
غزل 424 - از من جدا مشو که توام نور دیده ای
غزل 425 - دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده
غزل 426 - از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
غزل 427 - چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
غزل 428 - سحرگاهان که مخمور شبانه
غزل 429 - ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
غزل 430 - به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
غزل 431 - لبش می بوسم و در می کشم می
غزل 432 - مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
غزل 433 - ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداخ
غزل 434 - ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
غزل 435 - با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
غزل 436 - آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
غزل 437 - ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
غزل 438 - سبت سلمی بصدغیها فوادی
غزل 439 - دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
غزل 440 - سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
غزل 441 - چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
غزل 442 - به جان او که گرم دسترس به جان بودی
غزل 443 - چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
غزل 444 - شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
غزل 445 - تو را که هر چه مراد است در جهان دار
غزل 446 - صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
غزل 447 - بیا با ما مورز این کینه داری
غزل 448 - ای که در کوی خرابات مقامی داری
غزل 449 - ای که مهجوری عشاق روا می داری
غزل 450 - روزگاریست که ما را نگران می داری
غزل 451 - خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
غزل 452 - طفیل هستی عشقند آدمی و پری
غزل 453 - ای که دایم به خویش مغروری
غزل 454 - ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
غزل 455 - عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
غزل 456 - نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
غزل 457 - هزار جهد بکردم که یار من باشی
غزل 458 - ای دل آن دم که خراب از می گلگون باش
غزل 459 - زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
غزل 460 - سلیمی منذ حلت بالعراق
غزل 461 - کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی
غزل 462 - یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
غزل 463 - سلام الله ما کر اللیالی
غزل 464 - بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
غزل 465 - رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
غزل 466 - این خرقه که من دارم در رهن شراب اول
غزل 467 - زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
غزل 468 - که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
غزل 469 - انت روائح رند الحمی و زاد غرامی
غزل 470 - سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
غزل 471 - ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
غزل 472 - احمد الله علی معدله السلطان
غزل 473 - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
غزل 474 - هواخواه توام جانا و می دانم که می د
غزل 475 - گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
غزل 476 - نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
غزل 477 - دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
غزل 478 - نوش کن جام شراب یک منی
غزل 479 - صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی
غزل 480 - ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
غزل 481 - بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده
غزل 482 - ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
غزل 483 - سحرگه ره روی در سرزمینی
غزل 484 - تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
غزل 485 - ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
غزل 486 - بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
غزل 487 - ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
غزل 488 - سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
غزل 489 - ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
غزل 490 - در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
غزل 491 - به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
غزل 492 - سلامی چو بوی خوش آشنایی
غزل 493 - ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
غزل 494 - ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
غزل 495 - می خواه و گل افشان کن از دهر چه می